تبليغاتX
چرتکه

چرتکه

وبلاگ در مرحله راه اندازی آزمایشی است

 

مجموعه‌ای از نظرات صاحبنظران اقتصادی در خصوص نظام بودجه ریزی کشور

 

تحلیلی بر نظام بودجه ریزی کشور، دکتر مسعود نیلی  دانلود

بی ثمری تغییر ساختار بودجه، دکتر مسعود نیلی   دانلود

ارزیابی ساختار بودجه نویسی در ایران، دکتر محمد ستاری فر      دانلود

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 13:42  توسط امیر حسین   | 

رونق آماری، رکود اقتصادی

 این روزها، آمار اقتصاد ایران پر رونق‌ترین روزگار خود را طی می‌کند، لکن اقتصاد ایران نه تنها چندان به سامان نیست، که در روزگار رکود به سر می‌برد؛ این را فعالان اقتصاد ایران و مردم کوچه و بازار بهتر از همه درک می‌کنند.

 رونق آمار و رکود اقتصاد، پیام‌آور یک دوگانگی است و این دوگانگی نه تنها برای مردم، که برای دولتمردان نیز سرگیجه‌آور است. آمارهای دولتمردان حاکی از آن است که در همه‌ چیزهای مطلوب و متبوع، از فولاد و آلومینیوم و مس گرفته تا سیمان و سیم‌کارت و تلفن، از پروژه‌های سد و مخابرات تا نفت و نیرو نه تنها «حرکت روبه جلو» است، بلکه با «شتابی روزافزون» به پیش می‌رویم.

 به عبارت بهتر آمارها نشان ‌می‌دهد که بیش از همه سال‌‌های پیش و پس از انقلاب، چیزهای خوب ساخته‌ شده و همه چیز‌های خوب در این چند سال‌‌، چند برابر شده است. لکن آنچه مردم با همه وجود خود احساس می‌کنند، این است که رفاهشان نه تنها افزایش پیدا نکرده، که رو به کاهش گذارده است.

 منشا این دوگانگی چیست؟ آیا اشتباهی در آمارها رخ داده است؟ یا مردم در اشتباهند: اوضاع خوب شده‌است، لکن مردم هنوز نفهمیده‌اند؟ آیا رونق آماری و رکود اقتصادی می‌توانند همزمان رخ بنمایند؟

 بله این دوگانگی، واقعی است، لکن پیش از آنکه علل بنیادی این دوگانگی را تشریح کنیم، بهتر است سیر رونق آمارها را ادامه دهیم: در این چند سال‌‌، حجم پول بیش از دو برابر شده است؛ یعنی بیش از همه دوران تاریخ انتشار ریال، پول خلق کرده‌ایم و به مردم داده‌ایم تا بسازند، این بیانگر یک شتاب روزافزون است.

 در این سال‌‌ها سطح قیمت‌ها هم با شتابی روزافزون به پیش رفت، به نحوی که تورم چند برابر شد (بیش از دو برابر). در این سال‌‌ها بیش از همه سال‌‌های برنامه دوم و سوم، نفت فروختیم و دلارهای نفتی (همان یوروها) چند برابر شد. در این سال‌‌ها، بودجه‌ دولت چند برابر شد، «در طی برنامه سوم و بخشی از برنامه دوم مجموعا 29 هزار میلیارد تومان کار عمرانی انجام شد، اما اکنون و در این دولت بیش از 87 هزار میلیارد تومان کار عمرانی انجام شده است.» (البته ارقام اسمی است).

 کسری‌های بودجه چند برابر شد و با پول نفت پوشش داده شد. سیل واردات کالا به لطف یوروهای نفتی با حرکتی روبه جلو و شتابی روز‌افزون به پیش رفت، حساب سرمایه در تراز پرداخت‌ها ارقام کم‌نظیر را به ثبت رساند و کسری‌های عظیم تراز پرداخت‌ها در بازرگانی خارجی به لطف یوروهای نفتی، پوشش داده شد.

 در آموزش و فرهنگ خیلی چیزها چند برابر شد: تعداد دانشجویان پیام‌نور چند برابر شد، کمیت و کیفیت آموزش که همه می‌دانند چند برابر شد، چاپ مقالات بین‌المللی در علوم مختلف چند برابر شد و به 14هزار رسید، تعداد اختراعات چند برابر شد و از 5000 به 24هزار رسید، چاپ کتاب‌‌های دولتی و شبه‌دولتی چند برابر شد و قس الی هذا! اکنون تصویر روشن‌تر شد.

 بله آمار در رونقی تاریخی به سر می‌برد و اقتصاد در رکود؛ علل بنیادی این دوگانگی در رونق آماری و رکود اقتصادی در چیست؟

 مهمترین و بنیادی‌ترین علت این دوگانگی در نگرش و رویکرد دولت به اقتصاد کشور و نحوه عملکرد دولت نهفته است. رویکردی که یک سوی آن به رونق آماری می‌انجامد و سوی دیگر آن به رکود اقتصادی منتهی می‌گردد.

  1- رونق آمار نتیجه چیست؟ رونق آمار نتیجه نگرش و رویکرد پروژه‌محور دولت به نظام اقتصادی است که بر اساس آن دولت با نگرش اقتصاد مهندسی به اقتصاد کشور نظر می‌کند و با رویکردی پروژه‌محور، پروژه‌های بیشتر و بیشتری را به انجام می‌رساند؛ پروژه‌های کوچک و بزرگ و عمدتا کم‌بازده (همان فیل‌های سفید) که با اراده و خواست فعالان اقتصادی پشتیبانی نمی‌گردد و به صورت برونزا و عمدتا به لطف یوروهای نفتی به اقتصاد کشور تحمیل گشته و با بودجه‌های کلان پشتیبانی می‌گردد و در عین حال قادر نیست تا اقتصاد کشور را به سوی رونق واقعی و پیشرفت و توسعه اقتصادی به پیش برد. بله، نتیجه رویکرد پروژه‌محور به اقتصاد پر واضح است که اعداد و ارقامی است که سر به فلک می‌کشد و به رونق آماری ختم می‌گردند.

 2- رکود اقتصاد نتیجه چیست؟ رکود اقتصاد نتیجه رویکرد فرمانی دولت به اقتصاد است. دولت، جایگاه و نقش خود را در سیستم اقتصادی به نحو صحیحی نمی‌شناسد و به نحو بهینه تعریف نمی‌کند. واقعیت این است که دولت رویکرد سازنده‌ای به سیستم اقتصادی نداشته و این از صدور فرمان‌های نابهینه و غیرکارشناسانه به سیستم اقتصادی هویدا است. دولت در دوران اخیر به تجربه ثابت نموده است که بدنه تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری آن بینش عمیق و صحیحی در درک مبانی سیستم اقتصادی و نحوه عملکرد آن را در اختیار ندارد.

 دولت باید بداند که اقتصاد و عملکرد آن منطق خاص خود را دارد که باید آن را به خوبی درک کرد و بر مبنای آن تصمیم گرفت؛ اقتصاد صرفا آن‌ گونه که ما می‌خواهیم، عمل نمی‌کند. سیستم اقتصادی فارغ از خواست دولت، فرآیندهای حاکم بر خود را دارا هستند که نمی‌توان با صدور فرامینی که با فرآیندهای حاکم بر سیستم اقتصادی ناسازگار است، آن را تحت اختیار گرفت و به هر جا که خواست برد.

 دولت باید بداند که سیستم اقتصادی به شدت انتقامجو است؛ سیستم اقتصادی انتقامجو است، به این معنا که واکنشی سخت و قاطع در برابر اعمال سیاست‌های اشتباه دولت از خویش بروز می‌دهد و انتقام اشتباهات تاریخی را به سختی می‌گیرد؛ به علاوه هر چه اصرار بر خطای رفته سخت‌تر باشد، انتقام سیستم اقتصادی سخت‌تر خواهد بود. این درسی است که تاریخ تجربیات اقتصادی به ما می‌دهد و باید از آن عبرت آموخت. بله، نتیجه رویکرد اقتصاد فرمانی، پر واضح است که رکود اقتصادی است.

 3- اکنون دو گزاره فوق را در کنار هم قرار دهید؛ نتیجه چیست؟ البته پر واضح است که در پیش گرفتن رویکردی به اقتصاد که یک سوی آن پروژه‌محوری و سوی دیگر آن اقتصاد فرمانی است، نمی‌تواند به نتیجه‌ای جز رونق آمار و رکود اقتصاد منتهی گردد. این تجربه‌ای است که باید از آن درس عبرت آموخت.

 حمید زمانزاده،‌ دنیای اقتصاد  

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 2:28  توسط امیر حسین   | 

 

چگونه عملكردمان را بهبود بخشيم

راهكارهاي دروني‌كردن صفات كارآفرينان

 

بياييد در آغاز نگاهي به كار ذهن بيندازيم، آيا وقتي از خيابان عبور مي‌كنيم به تك‌تك قدم‌هاي خود توجه داريم، براي اولين بار كه مي‌خواستيم از خيابان عبور كنيم چگونه رفتار مي‌كرديم، و وقتي حالا به دفعات از خيابان عبور مي‌كنيم، چگونه رفتار مي‌كنيم. با كمي دقت در مي‌يابيم كه ذهنمان در دفعه اول بسيار هوشيار و آگاه است اما با تكرار دفعات ديگر ذهن توجهي به مسئله ندارد. به گونه‌اي كه گاه پيش مي‌آيد وقتي به مقصد مي‌رسيم متعجب مي‌شويم كه مسير را چگونه طي كرده‌ايم.

زياد پيش آمده افرادي كه هر روز از مسير مشخصي رفت و آمد مي‌كرده‌اند، به ناگهان متوجه اتمام واحد يا كارگاهي شده‌اند و از خود پرسيده‌اند كه اين واحد چه موقع ساخته شده است كه متوجه آن نشده‌اند.

در زمينه ذهنيت‌ها و الگوهاي رفتاري نيز همين‌گونه رفتار مي‌كنيم، اولين باري كه الگو يا ذهنيتي در وجودمان شكل مي‌گيرد بدان توجه داريم اما با گذشت زمان آن ذهنيت يا الگوي رفتاري بخشي از ما شده و ديگر آن ذهنيت و الگو فرمانده ذهن شده و بدون آن كه توجهي بدان داشته باشيم، كنترل ما را در بر مي‌گيرد. در حالي كه بايد توجه داشته باشيم كه زماني اين الگو را انتخاب كرده‌ايم و حالا دوباره مي‌توانيم انتخاب جديدي انجام دهيم.

نكته ديگر آن كه بيشتر اين الگوها را ما از سنين پايين و از محيط اطراف خود يعني خانواده و دوستان كسب مي‌كنيم. گاهي حادثه‌اي در سنين كودكي برايمان اتفاق مي‌افتد و ما در ذهنمان تصميمي مي‌گيريم كه تا مدت‌ها بر زندگي ما تاثيرگذار است.

از اين رو مي‌توان گفت بيشتر رفتار و واكنش‌هاي امروزي ما ناشي از انتخاب‌هاي گذشته است و جا دارد كه هر روز نگاهي به ذهنيت‌ها و الگوهاي رفتاري خود بيندازيم و اگر لازم شد الگو و ذهنيت جديدي را برگزينيم. به قول يكي از انديشمندان بزرگترين کشف اين نسل اين است که انسان می‌تواند با تغيير ذهنيت و نگرش خود، زندگی خود را تغيير دهد.

بياييد ذهنيت‌هاي خود را در زمينه مسائل مختلف مكتوب كنيد، مثلا در زمينه درس خواندن معتقديد كند مطالعه مي‌كنيد يا خيلي سريع و تند مطالعه مي‌كنيد، معتقديد محيط اطرافتان براي مطالعه بايد ساكت باشد يا آن كه در محيط شلوغ هم براحتي مي‌توانيد مطالعه خود را انجام ‌دهيد. در زمينه ثروت يا كار چه پيش‌فرض‌هايي داريد. باورتان اين است كه بايد كاري را شروع كنيد كه در آن تجربه و تخصص داريد، يا نه باورتان اين است كه كار جديد و نو را نيز مي‌توانيد شروع كنيد،‌ يا در زمينه شروع پروژه جديد، باورتان اين است كه تا پروژه قبلي تمام نشده، پروژه جديدي شروع نكنيد. يا نه معتقديد همزمان بايد دو يا چند پروژه را راهبري كنيد. و ... در زمينه پول چه ذهنيت‌هايي داريد. مثلا ذهنيتتان اين است كه پول درآوردن سخت است، يا معتقديد دست به هر كاري كه مي‌زنيد براحتي جواب مي‌گيريد. معتقديد پول زياد انسان را به تباهي مي‌كشد، پول را چرك دست مي‌دانيد، يا اين كه با آن كنار آمده‌ايد، پس‌انداز مي‌كنيد يا مرتب خرج تراشي مي‌كنيد.

وقتي از ديگران پول قرض مي‌كنيد، چه احساسي به شما دست مي‌دهد. نسبت به آدم‌هاي ثروتمند چه احساسي داريد، يكي از راهكارهاي موفق شدن كسب ذهنيت و الگوي رفتاري آدم‌هاي موفق است. پس گام نخست شناخت الگو است.

براي بهبود بخشيدن به عملكرد خود نخست بايد بدانيم در بخش‌هاي مختلف زندگي از چه الگويي پيروي مي‌كنيم، سپس ببينيم اين باورها و الگوها چگونه در ذهن و درون ما ريشه دوانيده و دلايل انتخاب اين الگو و فردي كه از او تقليد كرده‌ايم چه بوده، سپس تلاش نماييم الگوهاي جديدي را بيابيم و آن را جايگزين نماييم.   

گام بعدي اصلاح تصوير ذهني است كه از خويش داريم. براي كارآفرين شدن و بهبود عملكردها حاضر باشيم خود را در درجه بالاتري ببينيم، به خود نگوييم هميني كه هستيم. اين تصوير ذهني است كه تعيين مي‌كند دقيقا چه اندازه در زندگي موفق خواهيم بود. به عبارت ديگر ما هماني هستيم كه معتقد به بودن آن هستيم. از اينروست كه دكتر ماكسول مالتز نويسنده كتاب پرفروش سيبرنتيك رواني مي‌نويسد هدف تمام روان درماني‌ها تغيير تصويريست كه فرد از خويشتن دارد.

جهان بازتابي از خود ماست وقتي ما از خود بيزاريم از همه بيزاريم و بالعكس، منشا تمام افكار و انديشه‌هاي ما چگونه ديدن خويشتن است، در واقع ما همان چيزي هستيم كه معتقد به بودن آن هستيم. اين روند اصلاح تصوير ذهني آن قدر بايد پيش رود تا در ضمير هوشيار و ناهوشيار ذهن جاي بگيرد. كلود بريستول در كتاب خود به نام جادوي باور مي‌نويسد درست به همانگونه كه ذهن هشيار سرچشمه انديشه است، ذهن ناهوشيار هم سرچشمه قدرت است، ذهن ناهوشيار مشتمل بر برنامه هايي چون راه رفتن، تكلم، حل مسئله به هنگام خواب، سلامت جسم، نجات زندگي در موقع خطر و برنامه‌هاي متعدد ديگر است. ذهن انسان شبيه كوه يخ است با آن كه آگاهي ما بيشتر از قسمت بيروني اين كوه يا همان ضمير هشيار است اما اين قسمت زيرين يا ضمير ناهوشيار است كه بيشترين تاثيرها را بر ما به جاي مي‌گذارد.

اگر تصوير ذهني ما از خويشتن يك تصوير ناسالم و ضعيف باشد همواره در درون خود زمزمه‌اي مي‌شنويم كه مي گويد: من لياقت ندارم،  اين نگرش به گونه‌اي ناهوشيار امكان يادگيري مهارت‌هاي جديد را از بين مي‌برد.

برخي نشانه‌هاي رفتاري يك تصوير ذهني ناسالم عبارتند از حسادت، احساس گناه، ناتواني در اداي تعارفات كلامي، عدم پذيرش تعارفات كلامي،‌ اهميت ندادن به نيازهاي شخصي، محروم ساختن بي‌دليل خود از رفاه و آسايش، انتقاد از ديگران، مقايسه خود با ديگران، ناتواني در بيان عواطف.

براي بهبود احساس خود پيشنهاد شده كه هميشه از خود به نيكي ياد كنيد، از خود ستايش كنيد از خود قدرداني كنيد، تعارفات كلامي را با گفتن كلمه متشكرم پذيرا باشيد. با جسم خود به خوبي رفتار كنيد، رفتارتان را از خود متمايز كنيد، توجه داشته باشيد كه رفتار شما ارتباطي با ارزش خود شما ندارد. به ديگران بگوييد كه انتظار چه رفتاري از آنها داريد، از بيان مثبت استفاده كنيد، و هميشه در ذهن خود تصويري از آنچه كه مي‌خواهيد باشيد ترسيم كنيد و نه آن چه كه هستيد.

گام ديگري كه براي بهبود عملكرد خود بايد برداريم استفاده از قدرت تخيل و خيالپردازي است، بزرگترين فاتحان تاريخ بشر خيالپردازاني بوده‌اند كه آرزوها و سرشت خود را براي خدمتي منحصر به فرد به بشريت در هم آميخته‌اند. برادران رايت از روياي پرواز به هواپيما رسيدند، روياي يك اتوموبيل ارزان براي هر نفر هنري فورد را به خط توليد انبوه اتوموبيل هدايت كرد، در روزگاران قديم پسرك جواني زندگي مي‌كرد كه نامش ناپلئون بود. او هر روز ساعتها و ساعتها  در رؤياي خود به هدايت و رهبري  ارتش خود مي‌پرداخت و اروپا را فتح مي‌كرد. بقيه اين داستان را در تاريخ بخوانيد. بنابراين راه پيشرفت در هر زمينه همراه كردن تمرينات جسماني منظم با تمرينات ذهني منظم است.

همه چيز از يك رويا آغاز مي‌شود اگر هرگز رويايي نداشته باشيد پس هيچ وقت هم رويايي كه به حقيقت پيوسته باشد نخواهيد داشت،

آينده‌سازي يعني ترسيم تصويري كه مي‌خواهيد باشيد در ذهن به طور پيوسته، هدف داشتن و مكتوب كردن آن از ديگر اقداماتي است كه بايد مد نظر قرار گيرد.

دانلود مقاله دروني كردن صفات و ويژگي هاي كارآفرينان (برگرفته از كتاب راز شاد زيستن)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 18:49  توسط امیر حسین   | 

 

 

 

 

نويسندگان مقاله بر اساس تقسيم‌بندي يكي از نشريات معتبر اقتصادي مقاله‌اي را در خصوص علم اقتصاد و منابه مطالعاتي آن تدوين كرده‌اند.

دانلود مقاله تصوير هوايي از اقتصاد

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 9:17  توسط امیر حسین   | 

سرمایه داری در ایران در گفتگو با موسي غني‌نژاد 

  نگاه به سرمايه‌داري در ايران نه‌تنها در ميان  عامه مردم و روشنفكران كه حتي گاهي در ميان طيف سرمايه‌دار هم نسبت به نظام اقتصاد بازار  آزاد منفي است. موسي‌غني‌نژاد اقتصاددان بروز چنين تفكري را در قشرهاي مختلف اجتماعي ايران برآيند سياست‌ها و ساختاري مي‌داند كه از تمام ابزارها براي نشر رويكرد ضد سرمايه‌داري استفاده مي‌كند چنانچه در ذهنيت گروه سرمايه‌دار هم نوعي بدبيني به اين رويكرد ديده مي‌شود. گفت‌وگو با غني‌نژاد با هدف تحليل و بررسي دلايل بروز  اين نگاه منفي در جامعه انجام شد و او هم در بخش‌هاي مختلف صحبت‌هايش به تاريخ و ساختارهاي اجتماعي اشاره كرد كه جامعه ايراني را در خلال قرن‌ها جامعه‌اي ضد سرمايه‌دار تربيت كرده است.

 از ميان دلايل مختلف اجتماعي، سياسي و فرهنگي كدام را در بروز شكل‌گيري انديشه ضد سرمايه‌داري در ايران موثر مي‌دانيد؟  تحليل‌تان از موضع‌گيري روشنفكران در مقابل انديشه‌هاي سرمايه‌داري در ايران چيست؟ در چه دوره‌اي از تاريخ ايران بوده كه موضع‌گيري نسبت به انديشه چپ تا حدودي نسبت به ساير دوره‌ها كمتر به چشم خورده است؟ اين جريان استقلال‌خواهي چطور ماجراي آزاديخواهي اوايل مشروطه را منحرف كرد؟  در عرصه نظريه و تئوري و  عمل، آيا افرادي بوده‌اند كه به توليدي در اين حوزه دست يافته باشند؟  فكر مي‌كنيد چه فردي بيش از ديگران براي پيشبرد اقتصاد آزاد در ايران تلاش كرده است؟ و كدام دولت در ايران بيش از ديگر دولت‌ها براي نهادينه كردن انديشه‌هاي اقتصادي چپ تلاش كرده‌است؟

 در ادامه مطلب پاسخ‌ها را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 22:49  توسط امیر حسین   | 

خلاصه کتاب هواهای نفسانی و منافع

هواهاي نفساني و منافع : استدلالهاي سياسي به طرفداري از سرمايه داري پيش از اوج گيري : نوشته آلبرت هيرشمن و ترجمه محمد مالجو يکي از بهترين کتبي است که در حوزه تاريخ انديشه اقتصادی نگارش شده است 

سوالي که هيرشمن در ابتداي کتاب مطرح مي کند اين است : پيامدهاي رشد اقتصادي - و شايد هم از اين فراتر- يا بيشمار تلازمات سياسي مصيبت زاي رشد اقتصادي چيست؟ گرچه هيرشمن اين براي پاسخ به اين سوال به سراغ متفکرين قرن هيجده و نوزده و قرون وسطي مي رود اما به نظر مي رسد که اين سوال امروز براي کشورهاي در حال توسعه داراي اهميت فراواني است و مباحث مطروحه در اين کتاب شايد بتواند برخي از دلايل عقب ماندگي کشورهاي در حال توسعه را بدست دهد.

 

هيرشمن چنانکه خود در صفحات پاياني اين کتاب اشاره مي کند معتقد است که "شناسايي آثار مطلوب اما تحقق نيافته تصميمات اجتماعي حتي از شناسايي آن آثاري که ناخواسته بودند اما جمله سراپا واقعي از کار درآمدند نيز ضروري تر است: آثار ناخواسته اما تحقق يافته دست کم پيش چشم است و موجود، حال آنکه آثار مطلوب اما تحقق نيافته را فقط بايد در ابراز اميدهاي نقش آفرينان اجتماعي در برهه بخصوص اما زودگذري از تاريخ يافت". چنانکه مي دانيم آثار ناخواسته ( يا همان نتايج قصد نشده ) و تحقق يافته به کرات در علم اقتصاد مورد توجه قرار گرفته اند که در اينجا تنها به ذکر چند مورد از آنها اشاره مي کنم:

 

اين به خاطر خيرخواهي قصاب، آبجوساز يا نانوا نيست که ما شام خود را تهيه مي کنيم، بلکه به خاطر توجهي است که آنها به منافع خود دارند. ما امورات خود را نه به خاطر انسانيت آنها بلکه به خاطر عشق به خودمان سر و سامان مي دهيم (آدام اسميت).

 

چناکه آمارتياسن نيز در فصل يازده کتاب توسعه به مثابه آزادي به اين نکته اشاره مي کند: قصاب به مصرف کننده گوشت مي فروشد نه با قصد اينکه رفاه مصرف کننده را ارتقاء دهدبلکه به خاطر اينکه مي خواهد پول در آورد. به طور مشابه نانوا و آبجو ساز هم به دنبال منافع شخصي خودشان هستند. اما نتيجه کمک به ديگران است. همانطور که آدام اسميت معتقد بود "فرد با يک دست نامرئي هدايت مي شود تا هدفي را ارتقاء بدهد که به هيچ وجه در قصد و نيت او نبود". دفاع از نتايج غير عمدي از اين مقدمات نسبتا ملايم حرکت خود را آغاز مي کند. کارل منگر مدعي شد که اين يک قضيه اساسي در علم اقتصاد است و بعدها هايک نيز اين نظريه را پيشتر برد و آن را به صورت "بصيرتي عميق در کل موضوع نظريه اجتماعي" توصيف کرد. هايم معتقد بود که نتايج مهم اغلب غير عمدي حاصل مي شوند. اين واقعيت به خودي خود تعجب آور نيست چراکه هر عملي اين نتايج را با خود به همراه دارد. آيا تشخيص اينها ذکاوت زيادي مي طلبد؟ آمارتياسن پاسخ مي دهد نه.

 

آمارتياسن معتقد است که اگر اين تشخيص نه چندان مهم را نمي توان ب عنوان يک انديشه مهم ارزيابي کرد. اگر اين تفکر آنگونه که هايک آن را "بصيرتي ژرف و عميق" مي خواند باشد، پس اشکالي در عميق و ژرف بودن وجود دارد. اين نکنه مهمي نيست که بعضي نتايج غيرعمدي هستند بلکه مهم اين است که تحليل علي مي تواند بعضي از اثرات غيرعمدي را به طور معقولي پيش بيني کند.

ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 16:11  توسط امیر حسین   | 

 اقتصاد هند چگونه از سقوط گريخت؟

 

 

 

«مان موهان سينگ» اقتصاددان هندي كه با سمت وزير دارايي در دهه 90 ، اصلاحات اقتصادي را در اين كشور كليد زد و پس از موفقيتي چشمگير به مقام نخست‌وزير ارتقا يافت، مي‌گويد:. آن زمان كه در آستانه سقوط بوديم به «راجيو گاندي» گفتم كه يك شانس براي تغيير اوضاع داريم؛ به شرطي كه از تمهيدات جسورانه بهره گيريم و كارهايي انجام دهيم كه قبل از ما هم به فكر بقيه رسيده اما به هر دليلي انجام نشده است... اين‌گونه بود كه اقتصاد دستوري كنار گذاشته شد و اقتصاد هند دوباره به پرواز درآمد.

 

بخش نخست

 

مان مو‌هان سینگ اقتصاددان هندي متولد 1932، وزیر دارايي دولت ناراسیم‌ها رائو در دهه 1990 بود و بانی اصلاحاتی شد که به آزادسازی اقتصادی در هند انجامید و تغییرات اساسی در این کشور به‌وجود آورد.

وي پس از پيروزي حزب كنگره به رهبري سونيا گاندي در انتخابات سال 2004 به نخست وزيري هند رسيد. در اين گفت‌وگوي نوزده بخشي كه قبل از نخست وزيري سينگ انجام شده است، وي در باره تاریخ اصلاحات اقتصادی و سیاست صنعتی هند، تاثیر جهاني‌‌سازی و نقش دولت در اقتصاد هند توضیح می‌‌دهد.

 

اگر کره جنوبی را فقط به‌عنوان یک نمونه در نظر بگیریم درست است بگوييم که در حدود سال1960- استاندارد‌های زندگی و تولید سرانه در دو کشور کره‌‌جنوبی و هند یکسان بوده است؟

 

بله، فکر می‌‌کنم هند و کره‌‌جنوبی قطعا درآمد سرانه یکسانی در سال1960 داشتند و در فاصله زماني 40 ساله کره‌‌جنوبی عضوی از باشگاه كشور‌هاي پيشرفته شده و ما در جایی هستیم که بودیم.

 

اینک تفاوت دو كشور از لحاظ درآمد سرانه چقدر است؟

 

درآمد سرانه هند حدود450 دلار و درآمد سرانه کره، اگر درست یادم باشد حدود 12000 تا 11000 دلار است.

 

همه اینها در عرض یک نسل اتفاق افتاد؟

 

بله، این یک دستاورد قابل ملاحظه است.

 

آیا این پیشرفت‌‌‌ها در حالی که مردم هند نگاهشان به سایر اقتصاد‌های آسیايي بود، منتج به آغاز تغییر در هند شد؟

 

مطمئنا. این حقیقت که بسیاری از کشور‌های شرق آسیا با اینکه منابع و امکانات کمتری از هند داشتند در مسابقه هند برای توسعه اقتصادی و اجتماعی بسیار جلوتر از ما حرکت ‌‌کردند تاثیر بسزایی بر افکار جامعه به‌خصوص میان اقتصاددانان و دانشمندان علوم اجتماعی در دهه‌‌‌های اخیر داشت.

 

ادامه مطلب را بخوانید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 10:22  توسط امیر حسین   | 

 چگونه می‌شود تورم را متوقف نکرد

 

سخنرانی منتشر نشده از میلتون فریدمن

 

تورم بالا و رو به افزایش می‌تواند سیاست‌گذاران را به سمت اتخاذ "راه حل‌های" شتابزده، ‏همچون کنترل دستمزدها و قیمتها وسوسه کند. اما همان طور که میلتون فریدمن در سخنرانی‌اش در شعبه‌ی ‏دیترویت انجمن دانش‌آموختگان دانشگاه شیکاگو در فوریه 1966 بحث می‌کند، چنان کنترل‌هایی اثری بر عامل ‏بنیادی‌ منشأ تورم– یعنی بسط بیش از اندازه‌ی حجم پول- ندارند، و در نتیجه مشکل را وخیم‌تر می‌کنند. از آنجا که ‏فی‌الواقع حتی این کنترل‌ها اغلب به کسری تولیدات منجر می‌شوند، وقتی که این کنترل‌ها برداشته شوند، فشارهای ‏تورمی‌ای که به شکل مصنوعی سرکوب شده بودند، ممکن است انفجارگونه آزاد شوند. تنها پنج سال پس از ایراد این سخنرانی توسط فریدمن، پرزیدنت نیکسون ‏(Nixon)‏ برنامه‌ای را برای ‏کنترل دستمزدها و قیمتها به اجرا درآورد. قرار بود که این برنامه تنها 90 روز به طول انجامد، ولی بعدا معلوم ‏شد که این سیستم ماندنی‌تر از این حرفهاست، صورت اصلاح‌شده‌ی این برنامه قریب به سه سال پا برجا بود. ‏پیامدها قابل پیش‌بینی بودند. در ابتدا این لایحه‌ی قانونی با اشتیاق مورد استقبال قرار گرفت، ولی بعدا به سرعت ‏مشکلات آن نمایان شد. در اواسط دهه‌ی 1970، نرخ تورم دو رقمی شد. فریدمن در خاطرات خود می نویسد که ‏تصمیم نیکسون به اعمال این کنترل‌‌ها بیش از هر اقدام دیگر او که به کناره‌گیری‌اش منتهی شد، کشور را ‏دستخوش آسیب نمود.‏

 

***

 

اجازه دهید به عنوان سخنرانی امشب‌ام باز گردم، "چگونه می‌شود تورم را متوقف نکرد". همان طور که ‏شما می‌دانید، واژه‌ی "تورم" معانی بسیار مختلفی دارد و مردم مفاهیم مختلفی را به آن نسبت می‌دهند. آن معنایی ‏که اکثر ما از این واژه در ذهن داریم، و همچنین معنی آن نزد من، افزایش عمومی قیمتها ست. کم و بیش در یک ‏سال اخیر، زمینه‌ای برای افزایش گسترده‌ی قیمتها وجود داشته است. به نظر می‌آید که این زمینه همه‌ی نشانه‌های ‏تشدید و وخامت را دارد، بنابراین با مساله‌ی واقعی تورم روبه رو هستیم. ‏

 

ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 10:20  توسط امیر حسین   | 

 

هر کسی اعم از اقتصاددان، سیاستمدار یا فرد عادی، برای پرسش‌های اقتصادی پاسخ‌هایی دارد.پاسخ دهنده چه باسواد باشد چه کم سواد و یا بی‌سواد، پاسخ خود را بر مبنای یک شناخت کلی از مقولات اقتصاد، جامعه و سیاست ارائه می‌کند.

 

این پاسخ‌ها رویکرد آگاهانه یا ناآگاهانه افراد را به مبانی فکری آنان در زمینه اقتصاد نشان می‌دهد. موسسه میزس که بازتاب دهنده آرا و افکار اقتصادی لودویک فون میزس اقتصاددان اتریشی و دیگر معتقدان مکتب اتریش است با طراحی 25 پرسش و قرار دادن چهار گزینه در برابر هر پرسش این امکان را فراهم آورده است که افراد با پاسخ دادن به این پرسش‌ها چارچوب فکری خود را در حوزه اقتصاد بشناسند.

 

این آزمون معرفت شناسی بیش از آن که به طرح نظریات و آرا و حتی اطلاعات اولیه علم اقتصاد بپردازد. یکی از مسائل مبتلابه جوامع را مطرح می‌کند و از پرسش شونده می‌خواهد که راه حل خود را از میان گزینه‌های چهارگانه انتخاب کند. از کنار هم چیدن پاسخ‌ها درجه قرابت فکری پرسش شونده با هر یک از مکاتب اقتصادی معلوم می‌شود.

در چنین آزمونی هیچیک از پاسخ‌ها غلط نیست بلکه رویکرد فکری پرسش شونده را نشان می‌دهد. متن پرسش های این آزمون به شرح زیر است:

 

مالکیت خصوصی از نظر اقتصادی به کدامیک از حالت‌های زیر گفته می‌شود؟

روش مناسب برای پیش بردن تحقیقات اقتصادی چیست؟

علت و فلسفه وجودی نرخ بهره چیست و آیا نرخ بهره را باید قانونمند کرد؟

تاثیر اقتصادی پس‌انداز چیست؟

منشاء ارزش اقتصادی (کالاها و خدمات) چیست؟

پول چیست و از کجا منشا می‌گیرد؟

علت دور تجاری چیست؟

سیاست ضدرکودی درست کدام است؟

سوسیالیسم از نظر قابلیت‌ها و امکان‌پذیری اهداف آن چه وضعی دارد؟

اندازه مناسب و حوزه عمل درست برای دولت چیست؟

چه کسی و چگونه باید بازار کالاهای مصرفی را تنظیم کند؟

دستمزد چیست

چه عاملی موجب رشد اقتصادی می‌شود؟

نظر شما درباره رابطه اقتصاد و محیط‌زیست چیست؟

درآمدهای مالیاتی نصیب چه کسانی می‌شود؟

علت «رکود بزرگ» چه بود و برنامه جدید (NEW DEAL) چقدر در برطرف کردن آن موثر بود؟

آیا اقتصاد بازار به ایجاد و حفظ انحصارات منجر می‌شود و اگر چنین است چه باید کرد؟

نقش و جایگاه برابری و نابرابری در اقتصاد چیست؟

نظر شما درباره تجارت آزاد و جهانی شدن چیست؟

بازار سهام چه کارکردی دارد؟

اتحادیه‌های کارگری به چه درد می‌خورند؟

بین اقتصاد و دفاع ملی چه نسبتی برقرار است.

نظر شما درباره کالاهای عمومی مانند آموزش و راه‌ها چیست؟

جنگ چه آثار اقتصادی به جا می‌گذارد؟

چه کسانی بهتر و بیشتر به جامعه خدمت می‌کنند؟

 

 منبع:رستاک

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:42  توسط امیر حسین   | 

سيري در انديشه هاي بزرگان مكتب نهادگرايي

 

نهادگرايي اقتصادي در دوبسترقديم و جديد

  

  سيد حسين امامي

 

تجربه موفقيت آميز كشورهاي آسياي شرقي و به ويژه چين و برعكس تجربه نه چندان موفق كشورهاي اروپاي شرقي و بسياري از كشورهاي در حال توسعه براي انتقال كم هزينه و سريع از اقتصاد برنامه‌ريزي متمركز به اقتصاد بازار، بيانگر اين واقعيت است كه صرف انجام اقداماتي چون كاستن از بار تصدي هاي دولت، مقررات‌زدايي، خصوصي سازي، آزادسازي قيمت‌ها، آزادسازي تجارت خارجي و...، هرچند كه ضروري است اما لزوما نمي‌تواند موجب بهبود عملكرد اقتصادي يك كشور شود.

 

در دنياي معاصر فرصت‌ها و كاميابي‌هاي افراد به وجود نهادها وچگونگي عملكرد آن‌ها در جامعه بستگي دارد، اقتصاد بازار تنها هنگامي مي‌تواند مسأله تخصيص منابع و دستيابي به اهداف اقتصادي را به نحو مطلوب ساماندهي كند كه نهادهاي پشتيباني كننده آن از قبل ايجاد شده باشد. اغلب نهادهايي كه از بازار حمايت مي‌كنند توسط دولت ايجاد شده است. توانايي دولت براي ايجاد اين نهادها عامل اصلي تعيين چگونگي رفتار افراد در بازار و عملكرد بازارها است. در اين نوشتار پس از بررسي سير تاريخي مفهوم نهادگرايي به انديشه‌هاي چند تن از بزرگان مكتب نهادگرايي پرداخته مي‌شود

 

ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:16  توسط امیر حسین   |