تبليغاتX
چرتکه - فرصت و تهديدهاي صنعت نفت ايران

دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387

فرصت و تهديدهاي صنعت نفت ايران

دكتر عباس ملكي درسمينار «نفت ايران و امنيت انرژي در جهان» بررسي كرد

 

فرصت و تهديدهاي صنعت نفت ايران

 

 

سمينار نفت ايران و امنيت انرژي در جهان، به عنوان دومين پيش همايش همايش بين المللي 100 سال نفت در ايران، در كتابخانه مركزي دانشگاه صنعتي شريف برگزارشد. سخنران نخست اين همايش عباس ملكي بود. او درحال حاضر رييس موسسه بين المللي مطالعات درياي خزر، مشاور فرهنگي رياست دانشگاه صنعتي شريف، عضو هيات رييسه دانشگاه صنعتي شريف، رييس مركز پژوهشي سياستگذاري امور عمومي دانشگاه شريف است. وي در كارنامه خود مشاغل گوناگوني را ثبت كرده است.

 

اما مواردي كه با سمينار مذكور هماهنگي داشت مي توان به سمت مديرعامل انستيتو تحقيقات نفت و گاز پتروپارس، 1384 تا 1385- مدير اداره قيمت گذاري نفت خام، شركت ملي نفت ايران، 1360 تا 1364- عضو هيات امناي موسسه مطالعاتي بين المللي انرژي، 1372 تا 1376-مشاور رييس بانك جهاني در امور خاورميانه و آفريقاي شمالي، 1372 تا 1376- ومديركل دفتر مطالعات سياسي و بين المللي وزارت امور خارجه، 1364 تا 1368 اشاره كرد. ملكي در اين سمينار درباره آخرين آمارها درباره منابع نفتي جهان، امنيت انرژي، امنيت انرژي و عرضه وتقاضاي بازار، بيضي استراتژيك انرژي، امنيت انرژي و حوادث خاورميانه، ايران به عنوان دومين دارنده نفت وگاز جهان، اقتصاد گاز و امنيت ايران صحبت كرد. متن سخنان ملكي در زير از نظرتان مي گذرد.

 

من قرار است راجع به امنيت انرژي و ايران صحبت بكنم و اين كه ايران در اين زمينه چه استراتژي را بايد در پيش بگيرد

 

 

منابع نفتي جهان

 

منابع نفتي جهان سه تريليون بشكه برآورد شده است. اگر نفت سنگين و سنگ هاي آغشته به نفت را هم اضافه كنيم اين رقم به چهار تريليون بشكه افزايش مي يابد. از زماني كه بشر نفت را كشف كرده تا كنون، يك تريليون بشكه نفت استخراج شده است. بنابراين مي شود گفت كه مقدار زيادي نفت وجود دارد كه به سادگي قابل استخراج نيست و براي استخراج آن نياز به تفكر و تكنولوژي جديد است. مثلا كانادا سنگ هاي آغشته به نفت برايش فوق العاده داراي اهميت هستند اين كشور سعي كرده تكنولوژي خاص استخراج سنگ هاي آغشته به نفت استخراج كند. به اين منظور اين كشور به دنبال تكنولوژي استخراج سنگ هاي آغشته به نفت نيز بوده است كه تكنولوژي خاص خود را دارد.

اين موضوع نياز به سرمايه گذاري زيادي دارد از اين رو IEA يعني آژانس بين المللي انرژي، براي تكنولوژي نفت وگاز تا سال 2030 سالي 200 ميليارد دلار به سرمايه گذاري در اين بخش اختصاص داده است.

 

امنيت انرژي

 

اما چه چيزهايي جريان انرژي را مورد تهديد قرار مي دهد؟

 

1- بي ثباتي هاي ملي: موضوعات و مشكلات و منازعات منطقه اي و وقوع جنگ هاي داخلي يا جنگ هاي بين دو كشور (مانند جنگ ميان آذربايجان وارمنستان)

 

2- تروريسم: بحث هاي زيادي وجود دارد كه چه چيزي تروريسم و چه كسي تروريست است؟ ولي زماني كه درباره نفت وگاز صحبت مي كنيم اين سوال مطرح مي شود كه آيا يك حركت تروريستي مي تواند توليد و يا حمل ونقل نفت و گاز را متوقف كند؟

 

3- تحريم: تحريم از زواياي مختلفي قابل ارزيابي است. تحريم همه جانبه، تحريم بنادر، و چيزهايي از اين قبيل كه به هرحال يكي از موضوعاتي كه امنيت انرژي را به خطر مي اندازد.

 

4- امنيت خطوط لوله وكشتي ها: مساله حمله به كشتي ها و امنيت خطوط لوله از مواردي است كه بسيار حايز اهميت است.

 

5- امنيت تنگه ها: امنيت برخي تنگه ها بسيار مهم هستند مانند تنگه مالاگا كه روزانه 11 ميليون بشكه نفت از آن عبور مي كند. كانال سوئز كه ازآن روزانه 8/3 ميليون بشكه نفت عبور مي كند. كانال باب المندب سه ميليون بشكه وكانال بسفر نيز روزانه سه ميليون بشكه نفت از آنها عبور مي كند ولي از همه مهمتر تنگه هرمز است كه روزانه 17 ميليون بشكه نفت از آن عبور مي كند. طبيعي است كه غرق شدن يك كشتي در تنگه هرمز چگونه مي تواند جريان عبور نفت را تحت تاثير قرار بدهد.

 

عرضه و تقاضا و امنيت انرژي

 

موضوع دوم در امنيت انرژي به مساله عرضه و تقاضا بر مي گردد. اگر دقت كنيم عرضه و تقاضا هميشه روي هم نمي افتد. برخي مواقع عرضه و برخي مواقع نيز تقاضا بيش تر است. زماني كه تقاضا بيش تر باشد قيمت ها افزايش مي يابد و زماني كه عرضه بيش تر شود ممكن است قيمت ها كاهش پيداكند. اين موضوعي است كه از ابتدا در جريان نفت وجود داشته است به نظر مي رسد كه قيمت نفت يك حالت سينوسي دارد يعني در طي زمان بالا و پايين مي رود. اگر قيمت نفت پايين باشد، آيا قرار برآن است كه يك بار ديگر بالا برود و مجددا پايين بيايد.

 

از اين رو قيمت نفت در امنيت انرژي موضوعي بسيار مهم است. براساس نظر آژانس بين المللي انرژي اگر قيمت نفت بين پنج تا 25 دلارباشد كسي به فكر انرژي هاي جايگزين مانند انرژي هسته اي نمي افتد زيرا كشورهاي عضو اوپك وكشورهاي خاورميانه با هزينه پاييني مي توانند انرژي مورد نياز خود را تامين كنند. هزينه استخراج نفت در هر بشكه براي برخي از كشورها ميان سه تا چهار دلار است و براي برخي ديگر مانند عراق يك دلار هزينه استخراج نفت است اما به محض آن كه قيمت نفت افزايش يافت، رقباي شما افزايش مي يابد.

 

به عبارت ديگر آن دسته از كشورهايي كه ذخاير نفتي شان در عمق هاي خيلي زياد قراردارند استخراج آن ها از نرخ 25 دلار به بعد اقتصادي مي شود. همچنين نفتي كه در درياي شمال قرار دارد يا در مناطق خيلي خيلي عميق قراردارند يا در كشورهايي كه به صورت پيشرفته مجددا مورد دستيابي قرار مي گيرند، يا نفت هاي خيلي سنگين كه در آن ها ماسه آغشته به نفت است و... اگر قيمت نفت پايين باشد استخراج نفت از اين مناطق صرفه اقتصادي نخواهد داشت و در نتيجه رقبا كاهش مي يابد ولي وقتي قيمت نفت در هر بشكه افزايش مي يابد تعداد رقبا نيز زياد مي شود. حتي شما ملاحظه مي كنيد كه توليد بنزين از ذرت و تهيه اتانول ازآن درحال حاضر صرفه اقتصادي دارد زيرا قيمت نفت بالا است.

 

بيضي استراتژيك

 

در دنيا موقعيت جغرافيايي وجود دارد كه نامش «بيضي استراتژيك» است. نفت در كشورهاي مختلف وجود دارد ولي دربرخي از كشورها اين ماده سياه رنگ به وفور يافت مي شود. آن دسته از كشورهايي كه داراي ذخاير نفتي بسيار زيادي هستند در داخل اين بيضي به سر مي برند شامل روسيه، ايران، عراق، عربستان، كويت و امارات متحده عربي. در ميان اين دسته از كشورها عربستان از بقيه كشورها نفت بيشتري دارد. بعد از آن ايران و عراق هستند و بعد از اين كشورها روسيه وكشورهاي ديگر قراردارند.

موضوع ديگري كه در انرژي اهميت دارد اين است كه اگر تقاضا در بازار زياد شود كشورهاي توليد كننده نفت تا چه اندازه مي توانند عرضه خود را افزايش دهند.

 

يكي از دلايل بالا رفتن قيمت نفت اين است كه به دنبال افزايش تقاضا، عرضه افزايش نمي يابد. زماني هرچه بازار نياز داشت عربستان آن را تامين مي كرد. عربستان قبلا نقش بازيگر شناور اوپك را به عهده داشت ولي درحال حاضر با توجه به اين كه همه كشورهاي توليد كننده نفت در«پيك» توليد مي كنند، توليد اضافه نيز كاهش يافته است. اين موضوع خود داراي اثرات رواني در بازار نفت است.

 

امنيت انرژي و حوادث خاورميانه

 

آن چيزي كه امنيت انرژي را مطرح مي كند اتفاقاتي است كه بيش تر در خاورميانه رخ داده است.

به نظر من اين درست است كه در خاورميانه اتفاقات زيادي روي داده، ولي هيچ يك از اين مسايل به انرژي مربوط نيست. مثلا با همه مسايلي كه در عراق، افغانستان و حتي تحريمي كه برروي ايران وجود دارد، ولي تاكنون يك بشكه از نفتي كه از خليج فارس بيرون مي رود، كم نشده است و همچنان آن مسير خيلي روان و دائمي نفت را به خارج از خليج فارس و درياي عمان هدايت مي كند. عربستان سعودي و ديگران نيز به دنبال آن هستند كه توليد خود را افزايش بدهند. بنا براين اين كه چرا قيمت نفت بالا مي رود و امنيت انرژي تا اين اندازه اهميت مي يابد، سوالي است كه تا كنون بي پاسخ مانده است. برخي معتقدند كه اين موضوع به دليل ورود چين و هند به بازار نفت است. به عبارت ديگر اين كشورها نيز به تقاضا كنندگان اصلي در بازار تبديل شده اند.

 

ايران

 

ايران يك درصد جمعيت جهان، هفت درصد منابع طبيعي دنيا، 10 تا11 درصد ذخاير ثابت شده دنيا و 16 تا 17 درصد هم ذخاير ثابت شده گاز دنيا را دراختيار دارد. در يك محاسبه ساده بايد بگويم كه چيزي حدود سه هزار ميليارد دلار ثروت نفت و گاز ايران است. مطابق آن چيزي كه در سند چشم انداز مطرح شده، مي خواهيم جامعه اي با توان دايمي اقتصادي بسازيم. در اين ميان چه چيزي مهمتر از نفت و گاز است كه ثروت مهمي براي ايران محسوب مي شود.

 

مطابق تحقيقات به عمل آمده ذخاير ثابت شده نفت و گاز در برخي كشورها نشان مي دهد كه هريك از كشورهاي روسيه 79 ميليارد بشكه، ايران 137 ميليارد بشكه نفت و عربستان سعودي 264 ميليارد بشكه و عراق 115ميليارد بشكه نفت دارند. در اين گزارش اول سعودي، دوم ايران وسوم عراق است اما در ذخاير گازي مقام اول متعلق به روسيه، مقام دوم ايران، سپس قطر و در مرحله بعدي كشورهاي ديگري مانند عربستان سعودي و امثالهم قرار دارند.

 

حال اگر مترمكعب گاز را تبديل به بشكه نفت كنيم (براساس ارزش حرارتي)، روسيه 299 ميليارد بشكه نفت معادل گاز، ايران 176 ميليارد بشكه نفت معادل گاز و مابقي بعد از اين دو كشور قرار مي گيرند. حال اگر اين گاز و نفت را با يكديگر جمع كنيم و ميزان بشكه نفت موجود را با گازي كه به مقياس بشكه نفت براساس ارزش حرارتي تبديل شده است جمع كنيم حاصل آن اين خواهد بود كه روسيه 379 ميليارد بشكه نفت، ايران 314 ميليارد بشكه نفت و مابقي كشورها به دنبال اين دو كشور طبقه بندي مي شوند.

 

بنابراين ايران دومين دارنده ذخاير ثابت شده نفت و گاز با سهم38/13 درصد است. حرف اصلي من در اين جا اين است كه سياست هاي موجود، با توجه به ميزان توليد و بهره برداري، ميزان سرمايه گذاري و به كارگيري تكنولوژي، آيا دومين كشور دارنده ذخاير تثبيت شده نفت و گاز در جهان را نمايندگي مي كند؟

 

 به نظر مي رسد كه اين موضوع مهم ترين مساله كنوني سياست هاي انرژي در ايران به شمار مي رود. براي جبران چنين رويه اي شركت نفت چند بلوك را در نظر دارد تا راه اندازي كند، ولي متاسفانه آمار قراردادهاي امضا شده بسيار كم است.

 

كشورهايي كه بيش تر از اندازه داراي متخصص در حوزه انرژي هستند شامل چين، هند، اندونزي و مكزيك هستند. آن دسته از كشورهايي كه از نظر متخصص در حوزه انرژي كمبود دارند، مانند آمريكا، كانادا، ايران، عربستان سعودي، روسيه و... هستند. با اين همه آمار نشان مي دهد با اين كه ايران از نظر متخصصان انرژي در مضيقه است، متاسفانه متخصصان اين حوزه به كشورهاي كانادا يا آمريكا مهاجرت مي كنند.موضوع ديگر درباره ايران، اوضاعي است كه در خارج از مرزهايش مشاهده مي شود. ايران كشوري است كه كاملا توسط پايگاه هاي آمريكايي محاصره شده است.

 

اين پايگاه ها هرگونه حركتي را در ايران مانيتور مي كنند. بنابراين حركات ما در حوزه انرژي نيز مانيتور مي شود اما در زمينه انرژي ما روابطمان را مي توانيم با اروپا بهبود ببخشيم. در حال حاضر مصرف گاز در اروپا رو به گسترش است. ايران، قطر، روسيه، الجزاير و ليبي كه در پيرامون اروپا قرارگرفته اند، داراي اين نوع از انرژي هستند ولي به نظر من ايران به راحتي مي تواند براي گاز روسيه رقيب جدي تلقي شود و شرايط لازم را براي جلب نظر اروپايي ها نيز فراهم كند و از طريق تركيه يا اكراين به صادرات گاز به اروپا مبادرت كند. در اين زمينه دو حوزه جغرافيايي براي ايران بيش تر باقي نمانده است:

 

 -۱خط لوله اي كه از درياي خزر مي تواند به تركمنستان و سپس مرز ايران بيايد؛ برخي شركت هاي نفتي مانند توتال به دنبال اين خط هستند. اگر اين خط لوله به ايران بيايد، ايران مي تواند گاز مذكور را مصرف كند يا مجددا اقدام به صدور آن به خارج از كشور كند.

 

 -2دومين خط لوله به نام ناباكو قرار است كه از ايران به سمت آذربايجان و از آذربايجان به سمت تركيه و از تركيه از طريق بلغارستان، روماني و مجارستان به اتريش برود.البته يكي از موقعيت هاي بسيار خوب ايران عراق است. حوزه هاي نفت و گاز عراق همگي در بخش شرقي اين كشور و نزديك به ايران متمركز شده اند. بنابراين اگر موفق شويم كه يك خط لوله از بصره به پالايشگاه آبادان و بالعكس داشته باشيم، با به دست آوردن فرآورده، هم عراق وهم ايران از اين حركت منتفع خواهند شد.

 

به نظر من عراق بزرگترين فرصت براي انرژي دنيا محسوب مي شود. مساله بعدي مساله امنيت انرژي در آسيا است. انرژي در آسيا به دليل حضور چين و هند از اهميت وافري برخوردار شده است. بهترين راه اين است كه با اين منطقه از دنيا در حوزه انرژي همكاري هاي گسترده اي را انجام بدهيم چون يك اورلپي هم ميان ايران، عربستان و روسيه در اين منطقه وجود دارد. اين امر نشان مي دهد كه در سال 2020 تا چه اندازه آسياي شرقي از جمله ژاپن و چين به انرژي محتاج هستند. براساس آمارها نياز اين كشورها به گاز ال.ان.جي بسيار زياد است. ما مي توانيم هم گاز ال.ان.جي به چين صادر كنيم و هم مي توانيم خط لوله مربوطه را راه اندازي كنيم.

 

يكي ديگر از مسايل مربوط به امنيت انرژي، diversification به معناي اتخاذ راه هاي گوناگون براي بالا بردن امنيت صادرات نفت است. مثلا اگر ايران براي صادرات نفت تنها به آب هاي خليج فارس متكي باشد، اگر اتفاقي در خليج فارس و تنگه هرمز روي بدهد، صدور نفت ايران قطع مي شود. در اين جا اما به نظر مي رسد كه ايران يكي از بازيگران عمده است به دليل اين كه به راحتي مي تواند از درياي خزر نفت خود را صادر كند. درياي خزر از مهم ترين حوزه هاي انرژي محسوب مي شود.

در اين حوزه قزاق ها و چيني ها با همكاري با يكديگر خط لوله نفت را به يكديگر وصل كرده اند. هم در حوزه گازي وهم در حوزه نفتي تركمنستان با چين قرارداد منعقد كرده است البته ايران نيز در حوزه درياي خزر اقداماتي را انجام داده است. نفت به نكا و از نكا به تهران مي آيد ولي اين كافي نيست.

 

اقتصاد گاز و امنيت ايران

 

اما در مورد گاز من فكر مي كنم كه بايد به دو موضوع توجه كنيم: ابتدا اين گازي كه ما مي خواهيم صادر كنيم از مخازن مشترك است. مخازن مشترك به اين معنا است كه اگر امروز به هر دليلي از آن استفاده نكرديد، اما طرف مقابل كه با شما در اين مخازن شريك است مي تواند استفاده كند. مانند حوزه گازي پارس جنوبي كه بزرگترين حوزه گازي دنيا است و ايران و قطر مشتركا ازآن بهره برداري مي كنند.

 

درحال حاضر كه دراين جا صحبت مي كنيم طرح هاي توسعه قطر براي استخراج گاز بسيار پيشرفته است. بنابراين ما نيز بايد به سرعت از اين گاز استفاده كنيم كه اين استفاده مي تواند شامل تزريق گاز به چاه، استفاده در داخل يا صدور آن به ديگر كشورها باشد اما اگر بتوانيم به ارمنستان، اكراين و از آن طريق به اروپا، پاكستان، هند، تركيه، گاز صادر كنيم و از سوي ديگر از تركمنستان، ازبكستان نيز گاز وارد كنيم و سپس به افغانستان صادر كنيم، اين ديگر تنها صادرات گاز نيست بلكه نامش امنيت است. اين موضوع ديگر به تنهايي امنيت انرژي نام ندارد، بلكه امنيت كشور نام دارد.

 

 

در چنين شرايطي كشور ايكس كه مي خواهد به ايران حمله كند با چنين شرايطي بيش تر مجبور است كه تامل كند. در اين زمان بايد از همسايگان ايران استفاده كند و همسايگان ايران نيز اگر در زمينه انرژي چون نفت و گاز به ايران وابسته باشند، اين موضوع در امنيت ايران نقش موثري ايفا خواهد كرد. در اين جا بايد درباره امنيت توليد كننده و مصرف كننده نيز نكته اي بگويم؛ در يك معامله، فروشنده بيش تر سود مي برد يا خريدار؟ مشكل است كه بگوييم لزوما فروشنده نفت، بازنده هم است.

 

 

به نظر من امنيت انرژي وابسته به اين است كه كشوري كالايي دارد كه اين كالا ممكن است چند روز ديگر فاقد ارزش باشد. حساسيتي كه نسبت به نفت و گاز داريم براي اين است كه تا زماني كه نفت يا گاز در زير زمين قرار دارد، مي تواند مردمي برروي گنج نشسته باشند ولي نان براي خوردن نداشته باشند. براي اين كه نفت و گاز زير زمين به توسعه در خوزستان منجر شود نيازمند سرمايه گذاري، مديريت و تكنولوژي است. ايران به عنوان دومين دارنده نفت و گاز دنيا در بسياري از مسايل دچار مشكل است.

بنابراين در موضوع امنيت انرژي بهترين شيوه آن است به جاي آن كه مصرف كننده را از توليد كننده جدا كنيم، بهتر است تعاملي بين اين دو برقرار كنيم. زماني در اصفهان كنفرانسي در اين زمينه برگزار شد كه درآن توليدكنندگان نفت و گاز اوپك و مصرف كنندگان از شركت هاي بزرگ در آن شركت داشتند.

 

 

بعد از انقلاب كه قيمت نفت 45 دلاربود، در اين اجلاس عربستان سعودي مطرح كرد كه نرخ 45 دلار را قيمت پايه بگيريم و به قيمت اقلام ديگر مانند فولاد، گندم و امثال آن، هر چقدر اضافه شد به همان ميزان نيز به قيمت نفت نيز اضافه مي كنيم. ما به شدت با اين طرح مخالفت كرديم، و بعد قيمت نفت به هشت دلار سقوط كرد. در شرايط كنوني نيز اطلاع داريد كه با افزايش قيمت نفت، هنوز قيمت ها از ارزش گذشته خود برخوردار نيستند. درنهايت مي خواهم بگويم كه راهي جز اين نداريم هرچند كه مشكلات زيادي هم با كشورهاي غربي داريم.

 

نتيجه گيري

 

در امنيت انرژي دو عامل مطرح است: عامل اول اين است كه ايران مي تواند سرمايه گذاري زيادي در بخش انرژي صورت بدهد، از اين نظر ايران با سرمايه گذاري هرچه بيشتر، رقباي خود را تحريك خواهد كرد. از اين رو نبايد خيلي به اين موضوع حساسيت نشان بدهيم، عامل دوم اين است كه براي نفت موجود تا سال2030 دنيا دارد آموزش ها و تكنولوژي هايش را روز به روز پيشرفته تر مي كند. براين اساس ايران بايد خود را نسبت به دنيا بيش تر باز كند چون سرمايه گذاري و تكنولوژي نيازمند آن است كه سياست خارجي ايران به آن سمت وسو حركت كند. در اين زمينه نگاه به شرق جنبه حياتي دارد. به دليل حضور چين و هند بايد نگاه به شرق ابعاد جدي تري به خود بگيرد.

 

  

 فروزان آصف نخعي،

foruzanasefnakhaei@hotmail.com

 

نبشته امیر حسین تحقیقی در 10:41 |  لینک ثابت   •